--(صفحه اصلى)--
جستجو
موضوع ها
کتابخانه کاتبان
آرشیو
  • ۱۳۸۵
  • فروردين
  • ارديبهشت
  • ۱۳۸۷
  • مرداد
  • آخرین نوشته ها
  • نظری گذرا بر ترجمه فارسی مطلع انوار از سید شجاعت حسین رضوی هندی
  • سفال هایی از سرزمین های اسلامی
  • شاهكار باسورث
  • غذاهاى ايرانى در عصر صفوى

  • لینک های روزانه
  • ارائه کارت ملی؛ تنها شرط استفاده از مخازن نسخ خطی کتابخانه مجلس
    براساس مصوبه دومین جلسه دوره جدید شورای مدیران کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی امکان استفاده از منابع این کتابخانه برای تمامی
  • قدیمی ترین نسخه از دیوان حافظ منتشر می شود
    قدیمی ترین نسخه حاوی بخشی از غزلیات حافظ شیرازی به زودی توسط انتشارات فرهنگستان هنر منتشر می شود.
  • نشست «ابن‌سینا: وجود و ماهیت نفس» برگزار می‌شود
    مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران نشست "ابن‌سینا: وجود و ماهیت نفس" را با سخنرانی پروفسور میکلوس ماروت ( Miklos Maroth) رئیس فدراسیون بین‌المللی فرهن
  • مؤلف «هفت‌کشور»
    استاد ایرج افشار در نوشتاری کوتاه یادداشتی درباره نام مؤلف کتاب «هفت‌کشور» منتشر کرده اند که نسخه ای است مربوط به قرن دهم هجری.
  • اعضای جدید هیئت امنای کتابخانه‌ مجلس منصوب شدند
    با حکم رئیس مجلس شورای اسلامی اعضای انتخابیِ هیئت امنای کتابخانه‌، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی منصوب شدند.
  • بزرگداشت علامه شیخ آقابزرگ تهرانی برگزار شد
    مراسم بزرگداشت علامه آقابزرگ تهرانی، در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزار شد.
  • کتابخانه مجلس اثری منسوب به «ابن سینا» را منتشر می کند
    ترجمه کتابی با عنوان "ادویه القلبیه" از مولفی ناشناخته اما منسوب به ابن سینا در جدیدترین فهرست آثار در دست انتشار کتابخانه مجلس به چشم می خور
  • مجالس المؤمنین قاضی نورالله شوشتری در شش جلد منتشر می شود
    این اثر از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی منتشر خواهد شد.
  • کنگره‌ی شیخ بهایی پنجم دی‌ در مشهد برپا می‌شود
    کنگره‌ی بزرگداشت شیخ بهایی پنجم دی‌ماه در شهر مقدس مشهد برگزار می‌شود.
  • شفیعی‌کدکنی «کلیات شمس» را تصحیح کرد
    محمدرضا شفیعی‌کدکنی «کلیات شمس» مولانا جلال‌الدین محمد بلخی را تصحیح کرده که قرار است بعد از بازنگری‌هایی منتشر شود.
  • سایت های دیگر
  • کتابخانه محقق طباطبائی
  • کتابخانه ملی
  • کتابخانه مجلس
  • کتابخانه آستان قدس رضوی
  • کتابخانه تخصصی تاریخ
  • کتابخانه آیةالله مرعشی نجفی
  • کتابخانه تخصصی امیرالمؤمنین
  • کتابنامه
  • مرکز میراث مکتوب
  • دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
  • مجله هنر و مردم
  • مجله بخارا
  • بی بی سی فارسی
  • خبرگزاری میراث فرهنگی
  • خانه کتاب
  • مگ ایران
  • خاندان طباطبائی یزدی
  • کتابداران ایران
  • هفت سنگ
  • پرسوپدیا
  • مکتبة الاسکندریة
  • مجلة الموسم
  • روزنامه شرق
  • یادداشت های پراکنده
  • گالری عکس
    برگی از قرآن کریم از قرن سوم هجری نمونه زیبایی از خط کوفی
    برگی از قرآن کریم از قرن سوم هجری نمونه زیبایی از خط کوفی

    کتابت کوفی قرآن کریم سوره محمد : ... أموالکم (36) إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا ويخرج أضغنكم (37) هأنتم هؤلاء تدعون لتنفقوا في سبيل الله ... مرکب رنگی و طلا بر پوست آهو، در ابعاد 23.8 در 33.3 سانتیمتر. از موزه The Metropolitan Museum of Art در نیویورک، به نقل از Islamic Calligraphy به کوششAnnemarie Schimmel. جناب آقای محمود امیدسالار در یادداشتی که بر یکی از تصاویر گالری کاتبان (برگی از خمسه امیرخسرو دهلوی نسخه قرن هفتم) نگاشته اند، متذکر شده اند که بسیاری از آثار این موزه جعلی هستند. قضاوت درباره این برگ از قرآن کریم هم شاید بدین آسانی نباشد. انتساب آن به قرن سوم بنا بر یادداشتی است که به قلم پروفسور آنه ماری شیمل در کنار آن درج شده است و بنده عینا نقل میکنم. نگاه کنید: خمسه امیرخسرو
    ارسال شده در 1386/01/09 ساعت 02:53
    نمایی از مدرسه سید محمدکاظم یزدی در نجف
    نمایی از مدرسه سید محمدکاظم یزدی در نجف

    مدرسه سید، از مهمترین مدارس حوزه نجف بوده است و عمده بزرگان حوزه نجف در آن تحصیل نموده یا به تدریس پرداخته اند. متأسفانه اکنون بعد از سالهای خاموشی حوزه نجف، جز یادگاری از حضور پر جنب و جوش طالب علمان و پژواک بحث و درس و آمد شد عالمان ساکن نجف و یا بزرگانی که به نجف به زیارت می آمدند، چیزی در رؤیای کاشی های هنرمندانه بر دیوارهای خاموش مدرسه نمانده است.
    ارسال شده در 1385/11/07 ساعت 00:58
    برای ما بنویسید
    نظرات دیگران:
    مصطفی پیرجمال از اصفهان


    سایت جالب و پر محتوایی دارید جناب طباطبایی . اگر
    وقت کردید به وبلاگ حقیر هم سری بزنید.

    ارسال شده در جمعه ۱ تير ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۵۸ قبل‏ازظهر

    * نام کامل:
    * ایمیل:


    صفحه وب:

    محل سکونت:


    * نظر:

    کد امنیتی:
    (لطفا کد داخل تصویر را با دقت وارد کنید.)


    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۱۱۲۷۳ نفر
    کاربران حاضر : ۲ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۴


    پر بازدیدترین یادداشت ها :


    Powered by Kateban.com
    2006-03-21

    نظری گذرا بر ترجمه فارسی مطلع انوار از سید شجاعت حسین رضوی هندی


    بر محققان تراجم احوال دانشمندان و اعلام شبه قاره هند، مخفی نیست که مطلع انوار صدرالافاضل از کتاب هایی است که درباره رجال عصر خود از منابع دست اول است و میتواند در کنار آثاری چون نجوم السماء و تکملهٔ آن که از منابع این کتابند و مهم تر از اینها کتاب ارزشمند نزهة الخواطر ـ که به تازگی چاپی زیبا از آن با عنوانی دیگر در ریاض منتشر شده است را از رجال و مشاهیر هند و اوضاع فرهنگی و فعالیت مدارس و مراکز علمی اسلامی هند ارائه کند. صدرالافاضل چنان که محقق طباطبایی در مستدرک الذریعه آورده است سید مرتضی حسین ابن السید قاسم نقوی لکهنوی لاهوری متولد در 1343 و درگذشته در 1407 هجری شمسی است و کتاب مطلع انوار را در همان سالِ تألیف، یعنی 1402، منتشر کرده است. از آنجا که کتاب به زبان اردوست طبیعی است که در پژوهشهای فارسی و عربی کمتر مورد استناد قرار گرفته است. اما خوشبختانه بعد از چهارده سال، متن کتاب به زبان فارسی در مشهد منتشر شد. محقق وارسته جناب آقای سید شجاعت حسین رضوی هندی، که در شناخت تراجم علمای هندوستان بسیار پرکار و پراطلاع است، همه متن فارسی را با دقت با اصل اردو مطابقت داده و جدولی را از غلطهای مطبعی و علمی ترجمه، ارائه داده است که بسیار شایسته دیدم در کاتبان منتشر شود، تا پژوهشگرانی که از این کتاب استفاده میکنند، با استفاده از جدول، غلطهای کتاب خود را تصحیح کنند.

    [... ادامه مطلب]

    ارسال شده توسط سيد على طباطبائى يزدى در تاريخ چهارشنبه 23 مرداد 1387 ساعت 8:12 بعدازظهر (نظر بدهید)

    سفال هایی از سرزمین های اسلامی

    sofal.bmp  «سفال هایی از سرزمین های اسلامی» عنوان کتابی شکیل و زیباست که با حدود نهصد تصویری که از سفالينه های چشم نواز یک دوره هزارساله  گرد هم آورد است، یک مجموعه ارزشمند فراهم کرده است. این کتاب همچنین به یک مطالعه دقیق بر روی ادوار مختلف سفالگری و نگارگری بر روی سفال طی یک هزاره پرداخته است و با تقسیمات موضوعی و جغرافیایی، کوشیده است تا کلیدهایی برای شناخت آثاری تاریخی از این دست به خواننده بدهد. نویسنده کتاب، دکتر الیور واتسون، دانشمندی بسیار پرکار در زمینه شناخت آثار تاریخی است که توانسته با همکاری موزه Victoria and Albert مجموعه ای کم نظیر از سفالینه های اسلامی را برای مطالعات تاریخی مهیا کند که از جمله فرآورده های علمی این مجموعه کتاب ارزشمند «سفالهای آبی و سفید عصر صفوی 1501 ـ 1738» است که توسط یولاند کرو از این موزه مورد مطالعه قرار گرفته است. دکتر واتسون اکنون ریاست موزه هنرهای اسلامی دوحه را در قطر برعهده دارد. وی مقالات متعددی در زمینه های تاریخی منتشر کرده است.


    هرچند در زمینه کاشی و سفال، کتابهای بسیاری نگاشته شده است و سفال به عنوان یکی از مهمترین آثار هنری بر جای مانده از تمدن اسلامی از سوی همه دانشمندانی که به مطالعه تاریخ هنر و تمدن اسلامی می پردازند شناخته شده است، اما همچنان بسیاری از سفالها در مجموعه های مختلف مورد مطالعه قرار نگرفته اند. مجموعه ای که در این کتاب معرفی شده است شامل حدود چهارصد پاره سفال است که به دلیل داشتن نمونه های خوب از یک دوره یکهزار ساله که در موزه ملی کویت نگهداری میشوند از مجموعه های کم نظیر سفال اسلامی است. این مجموعه برای اولین بار است که مورد مطالعه قرار گرفته و به صورت کتاب همراه با عکس های فراوان معرفی شده است. این کتاب در 512 صفحه توسط انتشارات Thames & Hudson در لندن منتشر شده است.

    ارسال شده توسط سيد على طباطبائى يزدى در تاريخ شنبه 30 ارديبهشت 1385 ساعت 2:08 قبل‏ازظهر (نظر بدهید)

    شاهكار باسورث

    bosworth3.jpg

    سوداى تدوين تايم لاين براى مطالعه تاريخ ممالك اسلامى و تاريخ علم در تمدن اسلامى، از نوجوانى همراهم بوده است. اولين تلاشى كه در اين زمينه كردم، سياه اى بود كه از ماوقع تاريخ آل سامان، از جلوس احمد و نصر بن احمد  و  نوح بن منصور و جنگ ها و کشاکش با تركان و انقلابات خراسان و روابط دربار سامانيان، تنها به استناد پيراسته زرياب خويى از روضة الصفاى محمد بن خاوند شاه بلخى ترتيب دادم. در همان تابستانى كه با مرحوم پدرم، در اصفهان، در آن حياط بزرگ پردرخت، ميشنستيم و مشق خط ميكردم و با چند كتابى كه همراه داشتم ور مى رفتم. اولين تايم لاين را در همان حياط نوشتم. بعدها طرحى گسترده تر با تقسيم جغرافيايى ترتيب دادم كه به علت نواقصى به بن بست رسيد و بعدها نيز اين انديشه در ذهنم ماند و با جان كندن با برنامه اكسل و بعد طراحى يك بانك اطلاعاتى اختصاصا براى ايجاد تايم لاين، تا آنكه به فكر تدوين شبكه اطلاعاتى گسترده تاريخ علم افتادم و آن را اساسى ترين راه حل براى مطالعه كرونولوجي يافتم.

    تايم لاين هرچند اساسى ترين ابزار مطالعه تاريخ نيست، اما، نمودى از ديد بازى است كه يك مورخ مشرف بر حوادث تاريخى دارد و مقارنه ظهور و غيب عالمان و عوالم معرفت و اوج و حضيض يك تمدن را با حوادث اجتماعى و سياسى و جريانهاى فكرى و روابط ملل در ادوار مختلف، آسان مى سازد. تايم لاين هرچند از اطلاعات تاريخى كه از پژوهش ها و مطالعات، گرد هم آمده است استفاده ميكند و هيچ ماده جديدى بر آن نمى افزايد، اما در جريان استنتاج و تحليل تاريخى، ابزارى است كه نمى توان از آن چشم پوشيد.

    The New Islamic Dynasties - a chronological and genealogical manual

    Clifford Edmund Bosworth

    سلسله هاى اسلامى جديد، راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ادموند كليفورد باسورث، از جمله آثارى است كه به با ديدى وقايع نگارانه () و با ساختارى كاملا مناسب براى پياده سازى يك تايم لاين علمى و دقيق، تأليف شده است. شايد، اين كتاب، در نوع خود بى نظير نباشد و نوآورى نكرده و تاريخ سلسله هاى اسلامى را به شكلى بديع تصنيف نكرده باشد و به اعتراف مؤلف، بسيار وامدار راهنماى انساب زامباور است، اما نمى توان از حيث جامعيت و بسط گستره جغرافيايى دامنه مطالعاتى، آن را با فهرست زاخو و اثر ارزشمند سلسله هاى اسلامى بارتولد و آثارى ديگر از اين دست، مقايسه كرد.

    باسورث خود در مقدمه كتاب جديد خود، به چهار ترجمه از اين اثر اشاره ميكند: يكى در سال 1971 در مسكو به سرويراستارى پطروشوفسكى، يكى در سال 1980 به وسيله اردغان مرچل و محمت اپشرلى به زبان تركى، ديگرى ترجمه فريدون بدره اى در سال 1982 به زبان فارسى و آخرين ترجمه، به زبان عربى در سال 1994 با عنوان الأسر الحاكمة في الإسلام دراسة في التاريخ والأنساب به وسيله مرحوم حسين علي اللبودي.

    از آنجا كه تايم لاين به صورت يك نمودار عمودى و افقى ميتواند سنوات تاريخ را كنار مناطق جغرافيايى بنشاند، و كتاب نميتواند اين ضرورت را در ساختار خود پياده كند، باسورث، همچنانكه به سنوات تاريخ پيش ميرود، با فصل بندى جغرافيايى، تاريخ را به عقب و جلو ميراند. اين بهترين شيوه اى است كه ميتوان براى چنين اثرى در نظر گرفت. چرا كه بى شك، بنا بر تعلق وقايع تاريخى و سلسله هاى پادشاهان به يك ناحيه و سرزمين ، رعايت دسته بندى جغرافيايى بر توالى تاريخى وقايع، تقدم دارد و مطالعه تاريخ را آسانتر ميكند.

    بنابراين، حكمرانان اسلامى اسپانيا از زيريان غرناطه و جهويان قرطبه، سلسله ادريسيان و بنى مدرار و ديگر حاكمان شمال آفريقا، دردو فصل ابتدايى كتاب ـ بعد از خلفاى راشدين ـ آمده اند و سپس به مصر و شام با تقسيم بندى شاخه حلب، شاخه دمشق، شاخه حمص، شاخه دياربكر و ديگر سلسله ها، و بعد سلاطين مملوكى و ديگران پرداخته و به عراق و جزيره رسيده است. شبه جزيره عربستان و امامان زيدى يمن در فصلى مفصل، از قرمطيان تا آل بوسعيد و آل سعود و اشراف هاشمى مكه ذكر شده است و دو فصل به آفريقاى شرقى و غربى اختصاص دارد. همچنانكه دو فصل به سرزمين هاى غربى و شرقى ايران اختصاص دارد. سلجوقيان، تركان در آناطوليا، مغولان، ايران بعد از مغول، آسياى مركزى، افغانستان و شبه قاره هند، فصول بعدى كتاب را تشكيل مى دهند و در انتها، فصلى اختصاص به حكمرانان جنوب شرقى آسيا و اندونزى دارد.

    اين همه، با ذكر جلوس حكمرانان و سلسله نسب ايشان ـ كه گاهى مانند صفاريان در ايران به دو يا سه شاخه تقسيم مى شوند ـ ، با علامت گذارى براى حاكمانى كه به ضرب سكه مبادرت كرده اند آغاز مى شود و با چند صفحه مختصر توضيح در باب سلسله مذكور، ادامه پيدا مى كند و با كتابشناسى مختصرى پايان مى پذيرد.

    به دو نكته در اين جا بايد اشاره كرد. يكى دقت در توضيحى است كه در پى ذكر هر سلسله آمده است. اين توضيحات نكوشيده است تا تاريخ داخلى آن سلسله را بازگو كند. بلكه فقط براى آن است كه خواننده در ذهن خود، آن سلسله را در ارتباط با سلسله هاى ديگر، در جاى خود بنشاند و به آن به عنوان جزئى از كليت تاريخ اسلامى نگاه كند. لذا نمى توان در اين توضيحات، اطلاعاتى در باب عوامل پيروزى حاكمى محلى در به قدرت رسيدن وى يافت و حتى نقش دربار و وزراى هر دوره را مرور كرد. بلكه تنها به اوج و حضيض قدرت سلسله  و ارتباط آن با سلسله هاى هم عصر اشاره رفته است و اين براى جبران جلو و عقب رفتن تاريخ در طول فصول كتاب بسيار مهم و كارآمد است.

    نكته دوم، كتابشناسى هر سلسله است كه در انتهاى فصل آمده است. اين كتابشناسى اصلا جامع نيست و باسورث نكوشيده است تا كتابشناسى جامعى ارائه دهد. او در اين باره مى نويسد كتابشناسى هايى از نوع آنچه در چاپ جديد دائرة المعارف اسلام ذيل هر سلسله آمده و يا كتابشناسى درآمدى بر تاريخ جهان اسلامى در سده هاى ميانه از قرن هفتم تا پانزدهم، روش شناسى و عناصر كتابشناسى (پاريس 1982) نوشته كلود كائن و بخش وسيعي كه با عنوان ابزار كار براى منابع كتابشناسى در دولت ها، جوامع و فرهنگ هاى جهان اسلام در سده هاى ميانه اثر گروهى از متخصصان در پاريس منتشر شده است، كتابشناسى هاى جامعى در باب اين سلسله ها ارائه داده اند و باسورث كوشيده است تا تنها به منابع جديد در انتهاى هر فصل اشاره كند.

    كتاب سلسله هاى اسلامى جديد، در حجمى ششصد هفتصد صفحه اى، يك راهنماى (manual) بسيار ارزشمند است كه به همتى عالى، نمونه اى از يك اثر بسيار كارآمد در مطالعات كرونولوجى در تاريخ اسلام ارائه كرده است.

    ارسال شده توسط سيد على طباطبائى يزدى در تاريخ سه شنبه 12 ارديبهشت 1385 ساعت 11:03 قبل‏ازظهر (تعداد نظرات : ۱)

    غذاهاى ايرانى در عصر صفوى

    تاريخ غذاهاى ايرانى را ميتوان از لابلاى مدارك وکتابهاى مربوط به دربار پادشاهان ايران و هدايايى که به ايشان تقديم ميشده و يا شرح سفره هايى که پادشاهان و اميران براى ميهمان خاص و يا عموم مردم ميگسترانيده اند بدست آورد. اين بررسى تاريخى وقتى توجه را به خود جلب ميکند که ببينيم در غير ايران نيز صحبت از غذاهاى ايرانى و آموختن فن آشپزى از ايرانيان است. هنگامى که تاريخ مربوط به خلفاى عباسى را مرور کنيم به ذکر برخى اطعمه مانند فالوذج و يا لوزينج برميخوريم که معرب همان فالوده و لوزينه ايرانى است(1). در ميان نوشته هايى که از زبان پهلوى در دست هست در رساله خسرو کواتان وريتک نکاتى درباره خورشها و خوردنيها و شيوه بکاربردن و چگونگى آنها در عصر ساسانى بدست مى آيد که در تنظيم تاريخ خوراکپزى در ايران مأخذ معتبرى است(2).

    استاد آن است که به هيچ وجه من الوجوه از ابتدا تا انتها از کار خود غافل نشود و به اميد هيچ کس نگذارد و ظاهر و باطن خود را پاک و پاکيزه نگه دارد که لذت طعام و لذت دست از تقوا و طهارت پيدا ميشود.


    در زبان عربى کتابهاى متعددى با عنوان الطبيخ هست که در باب فن آشپزى تأليف شده، و در اين ميان قديمى ترين آنها کتاب الطبيخ نوشته يحيى بن ابى منصور موصلى است مربوط به نيمه اول قرن سوم هجرى. اما در زبان فارسى تنها ميتوان از کتاب مادة الحياة(3) مربوط به عصر صفوى وکتاب نسخه شاه جهانى که در دوره پادشاهى شاه جهان (1037 ـ 1068) از پادشاهان مغولى هند تأليف شده است، نام برد. البته کتاب ديگرى نيز هست به نام جغرافياى مظفرى در تاريخ و جغرافياى دارالسلطنه تبريز که نادرميرزا قاجار تأليف کرده و نکاتى راجع به " قوت غالب تبريزيان و طعام بازارى" مطالب دلکشى دارد.

    رساله مادة الحياة تأليف نورالله آشپز شاه عباس صفوى است. پدران وى، از هنگام پادشاهى شاه اسماعيل، در دستگاه پادشاهان صفوى سمت آشپزى داشته اند. مولف رساله نيز آشپز دربار شاه عباس اول بوده و چنانکه از نوشته اش برمى آيد از شاه عباس کسب اجازه کرده به سفر حجاز ميرود و پس از بازگشت اين رساله را مينويسد. وى، اين رساله را در يک مقدمه و پنج باب و يک خاتمه تدوين ميکند. مقدمه رساله بسيار شيوا و دلنشين است و به اشعار شاعران و همچنين چند بيتى از خود مولف آراسته شده. اشعار مقدمه در مدح پيامبر اکرم (ص) و اميرالمؤمنين (ع) ، ويا حمد و ثناى خداوند و ذکر نعمتهاى الهى که .. اديم زمين سفره عام اوست .. و طلب يارى از خداوند براى موفقيت در تکميل رساله .. تا بنياد نهاده را به اتمام رساند.. و همچنين در مدح سلطان يعنى .. شهنشاه باداد عباس شاه.. ميباشد. وجود شعر در تمام فصول و ابواب، متن رساله را بسيار دلنشين کرده است. چنانکه به عنوان مثال در کنار شرح ساختن (بورق) بيت اطعمه ابواسحاق شيرازى را مى آورد : ز بورق نيست چيزى در جهان به / خداوندا مرا آن ده که آن به.

    و اين فقير حقير پر تقصير از سلطان حمزه ميرزا عليه الرحمه والغفران بر سر قيمه مذکور يک اسب کبود رعنا جايزه گرفتم.

    مولف همچنين در شرح بعضى از غذاها نام کسانى را آورده از جمله در انتهاى دستورالعمل بريان پلو مينويسد: و اين اقسام بريان پلو که مذکور شد در عالم انصاف در اين روزگار بهتر از استاد فولاد بريانى کس نميپزد و بدو مسلم است. از تو گر انصاف آيد در وجود/ به که عمرى در رکوع و در سجود. و يا در جايى ديگر مينويسد: و اين اقسام کباب را استاد حسين خان کبابى بسيار به نزاکت طبخ مينمود که در تاريخ نهصد و نود و دو به رحمت الهى واصل شد، او رفت رويم ما ز دنبال / آخر همه را بود همين حال. يا ذکر نام کسى که غذا را اختراع کرده ميآورد از جمله در ذکر نوعى کباب مينويسد : وکباب دوغرمه آهو را نواب همايون اشرف اقدس اعلى که جانم فداى نامش باد .. تصرف اعلى نمودند و اين شنيدنى نيست بلکه ديدنى است.. از جمله پشت مازو و غيره را مجموع ريشه و رگ و پى و او را بيرون آورده کباب مينمايند و اين تا بحال که سنه اربع عشر و الفست متعارف نبود و الحق اين تصرف بسيار نيکوست. و در انتهاى دستورالعمل سنجرى پلو مينويسد: و اين اختراع پادشاه جمجاه سلطان محمد شاه است. گاهى نيز به رسم برخى از پادشاهان صفوى گذشته ميپردازد مثلا در شرح متنجن پلو که در آن متنجن را بر روى پلو ميريزند مينويسد: و در زمان شاه جنت مکان شاه طهماسب عليه الرحمة والغفران متنجن را بظرف على حده ميکشيدند و بسيار تناول ميفرمودند. و يا در ذکر سياه پلو مينويسد: و شاه اسماعيل ثانى به اين سرى داشت.

    کتاب حاوى يک مقدمه است که پس از آن فصلى در بيان آنکه استاد کيست و صفت استاد چيست آمده است. پس از آن باب اول در تعريف خشک پلاو و آنچه لازمه اوست . باب دوم در سه فصل: اول در پلاو ساده، دوم در اقسام پلاو ترش و سوم در اقسام پلاو شيرين. باب سوم در اقسام قليه از ترش و ساده و بورانى. باب چهارم در اقسام آش آردينه و غيره. و باب پنجم در اقسام شله پلاو و کشکک و هريسه.


    مؤلف در آخر، باب ششم را مى آورد با اين عنوان : در ذکر شيرپلاو و هريسه شير مع بره و گيپاى مرغ که اينها زاده طبع و تصرف اين حقير پر تقصير است.

    ..و پياز قيمه بسيار با پنج مثقال زيره کرمانى بپاشند و نمک درست نموده روغن بدهند .. بعد از ساعتى سر ديگ را وا کرده قدرت الهى را مشاهده کنند!


    غذاهايى که در اين رساله معرفى شده است بسيار است از آن ميان ميتوان به اينها اشاره کرد: باقلاوا، بورق، چالقمه، يزدادى پلاو، قبولى پلاو، يخنى پلاو، فلفل پلاو، چيناپلاو، جمالى پلاو، دولمه پلاو، گيپا، سنجرى پلاو، مرصع پلاو، به ليمو پلاو، آلوبالو پلاو، زغال اخته پلاو، سرخ پلاو، قليه ريواس، قليه آلوچه، قليه چاقاله بادام، قليه زرشک، شب تنور، آش تمر، بورانى خيار، آش ماهيچه، بقراى خوارزمى، آش رشته، بند قبا، ساق عروس، آش اماج، آش گيلکى، آش ماست، آش عاشورا و آش ترخانه. اينها بعضى از غذاهايى بود که در اين رساله معرفى و شرح داده شده اند. برخى از غذاها هم فقط نامشان درميان آمده مانند: ناف عروس و جوشپره مسمن و زلف يار و.. . البته حتى کل رساله، تمام غذاهاى آن دوره را شامل نميشود و خود مولف به اين مسئله تاکيد دارد. همچنين در مآخذ ديگر به نام برخى غذاها برمى خوريم که در اين رساله نيست مانند آنچه در نامه ميرصدرالدين شيرازى به محتشم کاشانى(4) آمده است : تاوق پلاو، ساوق پلاو، سرمش پلاو، شلغم پلاو، ياشل پلاو و... .

    مولف، خاتمه را در ذکر بعضى از مقادير لازم در پختن پلو ذکر ميکند و در آخر نام خود را چنين امضا ميکند : خاک پاک على ولى الله، الفقير الحقير نورالله.

    اکنون قسمتهايى از متن رساله را با تحريرى تازه مى آوريم تا براى خوانندگان ساده تر و روانتر باشد و كسانى كه سرى در پخت و پز دارند با مرورى سريع بر اين غذاها، پيوندى با تذوق گذشتگان و ذوق و سليقه ايشان ـ هرچند از روى تفنن و تغيير ذائقه ـ برقرار كنند.

    صنعت طباخ، جلدى و چستى و خوب طبخ نمودن است و استادان در کشيدن طعام اغراق نموده گفته اند: بد بپز خوب بکش.


    ملمع پلو: طريقه پخت ملمع پلو بدين صورت است که گوشت مرغ را به قطعات کوچک ريز کنند و بعد از آنکه پلو را صاف ميکنند در هنگام دم کردن، قطعات گوشت مرغ را لاى پلو ميگذارند. هنگامى که برنج نميرس شد کشمش سبز و مغز پسته و مغز بادام و خرما و انجير و شاه بلوط و زرشک و نخود بسيار در آن ميريزند و آن را مخلوط کرده دم ميکنند. بهتر است خرما را در آخر کار ريخته تا بسيار پخته و لزج نشود.

    جمالى پلو: کبک را پاک کرده و شکم آن را با دانه انار و کشمش سبز و ادويه و پياز قيمه پر ميکنند. پس از آن شکم کبک را دوخته کبک را داخل ديگ با آب ميپزند. پلو را جداگانه پخته و و پس از جا افتادن کبک، آب آن را روى پلو ريخته و با نخود پوست کنده و سيرو ادويه بسيار، کشيده، کبک را روى پلو ميگذارند.

    دولمه پلو: دولمه پلو هم مثل جمالى پلو است با اين فرق که در دولمه پلو سير نميريزند و بجاى کبک گوشت دنده گوسفند را پرکرده ميپزند و روى پلو ميگذارند.

    ... در ته ديگ اگر غبرغه بگذارند بهتر است و اين اختراع اين کمينه است.


    قاورمه پلو: گوشت شيشک درجه يک را ريز کرده و تنگاب ميپزند. پس از جا افتادن گوشت، آن را با روغن سرخ ميکنند. چنانچه با روغن زرد سرخ نمايند خشک نميشود. پس از آن پياز حلقه بسيار و ادويه به اندازه متوسط، در آن ريخته و آن بعد از پخته شدن پلو، روى آن ميريزند.

    بريان پلو: طريقه پختن بريان پلو آن است که يک بره را از اول شب تا صبح نمکسوده ميکنند. پلوى آن را ساده پخته و بايد برنج آن کاملا سفيد و روغن آن درجه يک باشد. اين غذا به نخود و ادويه احتياج ندارد. بره را بخيه زده و روى آن ماست ميمالند و آن را در تنور مى آويزند. در بعضى جاها داخل شکم بره را با آلوچه خشک و پياز و کشمش سبز و ادويه پر ميکنند و آن را چنانکه گفته شد آويزان ميکنند. به اين نوع، بريان و دولمه ميگويند. همچنين مرغ پروارى و غاز را هم همينجور پرکرده و در تنور ميگذارند. البته دنبه لازمه اينهاست و بايد يک تکه دنبه بالاى اينها آويزان گذاشت.

    قسمى ديگر به گوشت مرغ ميپزند اما بگوشت بره اولى است و بطريق قبولى مع کشمش سبز هم اعلى است و اينها البته به فهم طباخ است.


    بريان پلو شير هم به همان شيوه بريان پلوى بره است اما پلوى آن را با شير ميپزند.

    نرگسى پلو: طريقه پختن نرگسى پلو بدين صورت است که پلوى آن را جداگانه پخته و گوشت را تنگاب ميپزند. پس از جا افتادن گوشت کوفته ريزه و پياز و ادويه و نخود پوست کنده در آن ميريزند. بعد از آن کلم و هويج و اسفناج ميريزند. و بر روى همه اينها تخم مرغ ميشکنند و مغز پسته ميريزند. بايد اينها چندان روى آتش بمانند تا آب آن بخار شده و به روغن بيفتد. پس از آن پلو را کشيده و گوشت و آنچه بر آن اضافه شده است را بر روى پلو ميگذارند. بايد طورى اين ها را روى پلو گذاشت که تخم مرغ بالا قرارگيرد.

    سنجرى پلو: براى پختن سنجرى پلو لازم است که شکم مرغ را با دانه انار و پياز و کشمش و فلفل بسيار پر کنند و پلوى ساده را هم جداگانه بپزند و ادويه زياد که حاوى فلفل و زنجبيل و دارچين و جوزسنبله و دواله باشم باهم مخلوط کرده روى پلو بپاشند. البته نبايد ادويه را به حدى ريخت که رنگ پلو سياه و مزه آن تلخ شود. مرا را روى پلو گذاشته و سر ديگ را ببندند. آتش زير ديگ بايد زياد نباشد و ديگ بايد از زير و از بالا حرارت ببيند تا مرغ سرخ شود.

    ترکمان پلو: در ترکمان پلو بايد گوشت را قليه کرد و در آن نخود درسته و پياز حلقه و ادويه ميريزند. برنج را هم همراه آن دم ميکنند.

    لقمه پلو: لقمه پلو را مثل شله پلو ميپزند. رشته و کوفته ريزه و عدس و هويج و کلم و اسفناج را باهم پخته و در آن روغن بسيار ميريزند و غذاى خوشمزه اى است.

    ليموپلو: غذايى است درجه يک. طريقه پختن آن اين است که مرغ را پخته و بعد ريز کنند. بعد از آن نخود پوست کنده و دارچين در آن بريزند و آن را تنگاب کرده آب ليمو و چاشنى قند در آن بريزند. کشمش و مغز پسته پوست کنده و سير و روغن در آن بريزند و دم کنند.

    و کباب دوغرمه آهو را نواب همايون اشرف اقدس اعلى که جانم فداى نامش باد.. تصرف اعلى نمودند و اين شنيدنى نيست بلکه ديدنى است.


    به ليمو پلو: اين غذا هم مانند ليموپلو است. فرق آن اينست که در آن ليموى ورق ورق شده ميگذارند. و بعد به را ورق ورق کرده در آن ميگذارند. اگر به را ميان آب ليمو و قند پرورش دهند بسيار خوشمزه تر ميشود.

    آش عاشورا: طريقه پخت آن چنين است که گندم را ميجوشانند تا بترکد. پس از آن گوشت را همراه با دنبه پارچه پارچه کرده در آن بيندازند و نخود درسته و باقلا و عدس و لوبيا و لوبياى چشم بلبلى را که جداگانه پخته شده است در آن بريزند. زرشک و شاهى و خرما و انجير و مغز گردو و زعفران و چاشنى هم در آن ميريزند.

    بورانى بادمجان: بورانى بادمجان را در شيراز طورى ميپزند که شنيدنى بلکه ديدنى است. طريقه پخت آن چنين است که گوشت و دنبه را با نخود درسته و پياز آبپز ميکنند وقتى که گوشت جا افتاد، بادمجان را در روغن سرخ ميکنند و در ظرف ميگذارند تا سرد شود. روى بادمجان، کشک و آبليمو ريخته و کاملا به هم ميزنند. بعد از آن گوشت را اضافه کرده زعفران را با روغن مخلوط کرده روى آن ميريزند.

    بورانى خيار: بورانى خيار را در يزد از اين جالبتر ميپزند. بدينگونه که گوشت قيمه را پخته و بعد از آن خيار را ورق ورق کرده در روغن سرخ ميکنند و روى گوشت قيمه ميگذارند. پس از آن کشک را با مويز سياه و مغز گردو و سير مخلوط کرده روى آن ميريزند.

    آلوبالو را نمى بايد جوشانيد.. و ديرتر بطعام مى بايد ريخت تا رنگش بريده نشود.


    قبولى مرصع: قبولى مرصع از غذاهايى است که در روزهاى جشن پادشاهان از واجبات است. دستورالعمل آن اين است که گوشت نازک درجه يک را ريز کرده و بعد از پختن تنگ آب کنند و سپس در روغن تف دهند. و کمى از شورباى گوشت را روى آن بريزند و به اندازه دلخواه پياز حلقه شده در آن بيندازند و ادويه بسيار در ان بريزند. سپس به اندازه يک چانه رشته باريک، سرخ نموده در يک طرف و قوشدلى در يک طرف بگذارند به طورى که در ميان آنها فاصله باشد. سپس خرما و انجير و کشمش سبز و مغز بادام و شاه بلوط و عدس پخته و نخود پخته و کوفته ريزه و مغز پسته را جدا جدا بچينند و کمى از آن شوربا روى آنها بريزند تا نرم و پخته شوند. بعد از آن برنج را با شورباى گوشت جداگانه بجوشانند و سپس آب آن را کشيده بر روى موادى که گفته شد بريزند. بعد از ساعتى يک من روغن را روى دو من برنج ريخته و غذا را بکشند. بايد دقت کرد که ته آن نسوزد و آب نداشته باشد. کشيدن اين غذا شکل هاى مختلفى دارد و بايد موادى را که گفته شد نقاشانه بر روى پلو بچينند به صورتى که هيچ دو نوع شيرين کنار هم چيده نشود. سپس تخم مرغ را آب پز کرده داخل کوفته هاى بزرگ ميگذارند و جداگانه ميجوشانند. بعد اين کوفته ها را به دو نيمه قسمت ميکنند و روى غذا ميگذارند به طورى که تخم مرغ داخل آن نمايان باشد.


    1. به عنوان مثال مراجعه کنيد به تاريخ طبرى ابن جرير(م.310) ، ج7 ، ص 282 ، چاپ مؤسسه الاعلمى بيروت، و يا مروج الذهب ج4 ، ص 198 چاپ دارالهجره قم، و همچنين المنتظم ابن جوزى ج 7 ص 162 که به وجود فالوذج در ميان غذاهايى که به خليفه تقديم شده اشاره دارد. ابن قتيبه در عيون الأخبار ج3 ، ص 204 چاپ مصر، نيز به تخصص ايرانيان در ساختن شيرينيها اشاره ميکند.

    2. King Husrav and his boy ترجمه فارسى از دکتر محمد معين در مجله آموزش و پرورش سال 14 شماره هاى 2 و 3 و 5 و 8 و 10 به نقل از مقدمه رساله مادة الحياة نوشته دکتر ايرج افشار.

    3. اين رساله را جناب دکتر ايرج افشار تصحيح و در جلد اول فرهنگ ايران زمين همراه با تعليقات ارزشمند به چاپ رسانيده است و آنچه که در اين مقاله از اين رساله نقل شده از اين چاپ ميباشد.

    4. تازه ها و پاره هاى ايرانشناسى، دکتر ايرج افشار، بخاراى 7، ص98.

    ارسال شده توسط سيد على طباطبائى يزدى در تاريخ دوشنبه 14 فروردين 1385 ساعت 8:18 بعدازظهر (تعداد نظرات : ۲)

    Anthology - Notes and articles by Ali Tabatabai Yazdi. Powered by Kateban.com